دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانیم
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیم
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانیم
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانیم؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانیم
حرف بزن، حرف بزن سالهاست
تشنه یک صحبت طولانیم
کلمات کلیدی :شعر





