مشکات

نمی گویم فرامو شم مگن هرگز... ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش



نویسنده : گاهی مثل باران.. ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧

گفتمش دل می خری؟... پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو... تنها بخند

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود




کلمات کلیدی :شعر




بانک مقاله و تحقیق، پایان نامه و پروژه آماده فارسی  بازی World of Warcraft: Cataclysm – دنیای وارکرافت : دگرگونی