مشکات

نمی گویم فرامو شم مگن هرگز... ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش



نویسنده : گاهی مثل باران.. ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳۸٧

کوچه از نبض قدمها خالیست


      گاه گاهی تپشی از گذر یک انسان


            یا صدای پرش یک خفاش


                  بغض تنهای مرا می شکند...

 

 




کلمات کلیدی :شعر




بانک مقاله و تحقیق، پایان نامه و پروژه آماده فارسی  بازی World of Warcraft: Cataclysm – دنیای وارکرافت : دگرگونی